تبليغاتX
پرستاری و مراقبت
ارتقا, آموزش و مراقبت و سلامتی
اگرچه درد در بسیاری از موارد نشانه بیماری محسوب می‌شود، اما چنانچه این حالت ادامه یابد تبدیل به وضعیتی مزمن می‌شود. در این حال دیگر درد نه به عنوان علامت بیماری ، بلکه خود یک «بیماری» محسوب می‌شود که نیازمند توجه خاصی است.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا تقی زاده  | 

علت تنفس های عمیق در هنگام پروسیجرهای دردناک این است که در تنفسهای عمیق با پر هوایی در ریه ها و اکسیژناسیون زیاد مغز تحریک شده و اندورفین که از نوروترانسمیترهای ضد درد می باشد در مغز ترشح شده و حالت تسکین بخشی دارد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا تقی زاده  | 

بدلیل جریان خون سریع در عضله دلتوئید دارو زودتر جذب میشود ولی بدلیل نزدیک بودن شریان و عصب از این عضله جهت تزریقات بندرت استفاده میشود
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا تقی زاده  | 

بسیار اهمیت دارد که والدین به داشتن نگرش مثبت نسبت به کودک و وضعیت او تشویق شوند.کودک باید مانند هر کودک سالم تربیت شود و نگرانی های طبیعی نیز باید با درک نیازهای کودک و عدم حمایت بیش از حد وی تعدیل شود نباید این احساس در کودک ایجاد شود که از دیگران متفاوت است.

کودکی که امنیت او به وسیله یک خانواده گرم تامین شده بدون هیچ تفاوتی با دیگر کودکان مورد تشویق و تنبیه قرار میگیرد و در بدست آوردن عزت نفس حمایت میشود نگرش مثبت تری نسبت به این شرایط دارد. کودکان خودپنداری و عزت نفس را از مشاهده واکنش دیگران و درک خود از توانائی هایشان بدست می آورند. حملات ناگهانی و پیش بینی نشده و واکنش دیگران در احساسات آنها تاثیر گذار است هنگامی که دیگران این کودکان را متفاوت و حقیر دانسته و وسیله ای برای تمسخر میدانند کودک نیز خود را متفاوت و ناتوان می انگارد.  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا تقی زاده  | 

اسمولالیته پلاسما تقریبا mOsm/kg ۳۰۰-۲۸۰ میباشد

محلول با اسمولالیته کمتر از ۲۵۰ میلی اکی والان در لیتر هیپوتونیک است

محلول با اسمولالیته بیش از ۳۷۵ میلی اکی والان در لیتر هیپرتونیک است

بین هیپوتونیک و هیپرتونیک را محلولهای ایزوتونیک گویند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا تقی زاده  | 

مشاهده

 

 

دکتر عبدالحميد حسين نيا

گوش، گلو و بيني

 

 

 

در سال 1961 ويليامز (Williams)، بارات بويس (Barratt- Boyes) و لوه(Lowe) منظومه‌يي از تصاوير متشکل از هيپرکلسمي شيرخواري، تنگي فوق دريچه‌يي آئورت، عقب ماندگي عقلي و چهره‌ي مشخص را تشريح کردند.

            تشخيص غالباً به عنوان سندرم ويليامز نامگذاري مي‌شود هر چند واژه‌هاي هيپرکلسمي شيرخواري، سندرم ويليامز - بورن (Willams -Beuren) و غيره را نيز به کار برده‌اند.

            هيپرکلسمي شيرخواري که در گذشته عامل نماياني در سندرم ويليامز ذکر مي‌شد تصور مي‌شود از شيوع چنداني برخوردار نبوده و گذرا يا از نظر پنهان باشد.

            تنگي فوق دريچه‌يي آئورت وجود دارد ولي يکي از ناهنجاري‌هاي قلب و عروق همراه بيماري مي‌باشد. وضعيت شعور در مقياس وسيع از عقب ماندگي خفيف تا متوسط مورد توجه قرارمي‌گيرد. مشخصات چهره در سندرم ويليامز داراي وسعت زيادي است. لب زمخت، برگشتي لب تحتاني، صافي بلند لب فوقاني (Long Philtrum)، بيني که به سمت بالا چرخيده يا منخريني که پشت و رو شده‌اند و پل بيني که نشست پيدا کرده است. يافته‌هاي چشم شامل چين اپي کانتوس، کوتاه بودن شيار پلکي،لوچي نقص چشمي، پهن بودن قسمت مياني ابرو، درشت بودن قرنيه، غالب بودن چشم آبي با ستاره‌يي شکل بودن عدسي مي‌باشد.پايين بودن وزن زمان تولد و مشکلات اوليه‌ي تغذيه‌يي شايع مي‌باشند. سندرم ويليامز در اغلب موارد تک‌گير است، اگر چه گزارشهاي معدودي از بروز خانوادگي آن ارائه داده‌اند که نظر را به سمت توارث غالب وابسته به جنس چند فاکتوري يا علل ناهمگون سوق مي‌دهد.

            نتايج گزارش‌هاي کروموزومي عموماً کاريوتيپ طبيعي را نشان داده‌اند ولي بررسي‌هاي اخير به روش حذف کروموزومي در بيماران ويليامز ضرورت کاريوتيپ دقيق در تمام بيماران را گوشزد مي‌کند. بيماريزايي ناشناخته است. ولي حساسيت ويتامين D و اختلال ترشح کلسي تونين خطاي درونزاي سوخت و ساز را مطرح کرده است.

            ميان تصاوير تعدادي که در سندرم ويليامز پيش از همه جلب نظر مي‌کند حالات غير طبيعي حفره‌ي دهان و اشکال در مهارت‌ها و اختلالات محاوره‌يي است.

            تظاهرات دهاني شامل دندانهاي غيرطبيعي از قبيل از دست رفتن دندانها، دندانهاي ريز، عدم رشد ميناي دندان و پوسيدگي دندان است.

            مشکلات همرديفي مثل فک فوقاني پهن، آرواره‌ي تحتاني کوچک (Micrognathia) و به جلو آمدن آرواره ي تحتاني (Prognathia) و باز بودن آرواره‌هاي (Openbite) و بيرون زدن آرواره‌ها گزارش شده دوپونت (Dupont) و همکاران به سرگردان بودن لجام زبان و کلفت شدن مخاط دهان توجه کرده‌اند که آن را ناشي از تغييرات زير مخاطي دانسته‌اند که ممکن است سبب گازگرفتن مخاط گونه يا مکيدن آن گردد پيش از آنکه به علل سيستمي ارتباط پيدا کند.

            به رغم وسعت دامنه‌‌ي ناهنجاري‌هاي دهان و درگيري خفيف عصبي و بازگشت غذا (Regurgitation) در شيرخواران گزارشي دال بر بد کاري شراع‌الحنکي حلقي (Velopharyhgeal) ارائه نشده است. صداي بخصوص در سندرم ويليامز در اغلب گزارشهاي محاوره‌يي، زنگ دار بم و منحصر به فرد مورد توجه قرار گرفته‌اند.

            گورلين (Gorlin) و دستياران و جنسن (Jensen) و همکاران برجستگي غضروف تيروئيد را برحسب سن نشان داده‌اند ولي اطلاعاتي از تصاوير ديگر حنجره در اين بيماران در دست نيست.

            گوش‌هاي بيماران دچار سندرم ويليامز بزرگ و برآمده توصيف شده‌اند و اينطور وانمود مي‌شود که پايين‌تر قرار گرفته‌اند تغييرات اسکلروز استخواني به وسيله‌ي دوپونت و همکاران که در آرواره‌ها و استخوان‌هاي دراز مورد توجه قرار گرفته‌اند در استخوانچه‌ها گزارش نشده‌اند. بورن با اين وجود شواهدي از کلسيفيه شدن لابيرنت را در يک بيمار گزارش نمود.

گزارش‌هاي بيماران دچار سندرم ويليامز معمولاً حاکي از کم شنوايي با يافته‌ي طبيعي در اوديومتري نيست با اين وجود افزايش تيزي شنوايي (Hyperacusis) فراوان و در 94 درصد مستند بوده است. افزايش حساسيت نسبت به صدا حالتي است که امکان دارد همراه صدمه‌ي عصب ماهيچه‌ي رکابي يا شنوايي ديده مشود، در هيچيک از اين حالات مرضي همراه با سندرم ويليامز نبوده‌اند. مارتين (Martin) و دستياران وي گزارش کرده‌اند که افزايش تيزي شنوايي در کودکان خردسال مبتلا به سندرم ويليامز آنقدر شديد بوده‌اند که در حمل ونقل شهري يا کاربرد لوازم خانگي مثل ماشين چمن زني ايجاد مشکل کرده است. آنها نيز دريافتند که چنين پاسخ منفي در برابر سر وصدا با افزايش سن کم مي شود. آرنولد (Arnold) و همکاران وي گزارش کرده‌اند که کودکان خردسال‌تر در پاسخ به سر و صدا گريه مي‌کنند يا جيغ سر مي‌دهند، در حالي که بيماران بزرگتر کوشيده‌اند گوشهاي خود را بگيرند.

            با وجود اينکه طبق گزارش‌هاي والدين اختلال رفتاري در اثر افزايش حساسيت به صدا تزايد نشان داده رابطه‌ي واضحي بين افزايش تيزي شنوايي و رفتار فعاليت مفرط کودکان وجود نداشته است. بيقراري بي‌دليل، کم دقتي، فعاليت‌مفرط، زياده‌روي در جلب توجه وساير رفتار مرضي تطابق، توصيف نمايان در شرح حال کودکان بوده است.

            در يک بررسي جديد از دو کودک که دچار درخودماني رواني (autism) بوده‌اند در سندرم ويليامز گزارش گرديد. در بررسي به عمل آمده توسط بنت (Bennet) و همکاران هفت بيمار مبتلا به سندرم ويليامز به روش مک کارتي (MC-Carthy) براي توانايي کودکان آزموده شدند که با ضرايب قابل مقايسه با معيارهاي I-Q مورد سنجش قرار گرفتند.

            نتايج به دست آمده در مقياس به ميزان (8 تا 30 با بالاترين مقدار براي محاوره و حافظه يا زير رده‌هاي کمي براي جنبه‌هاي بياني زبان بود. اين نتايج به طور مشهودي با گروه شاهد متشکل از کودکاني که تأخير تکاملي داشتند ولي سندرم ويليامز در آنها تشخيص داده نشده بود اختلاف داشت.

            گروه شاهد ضرايب تقريباً يکساني با تمام زير رده‌ها، بيش از قله‌ي منحني معيارهاي گفتاري و سقوط فاحشي در معيارهاي درکي و حرکتي که داشتند در گروه ويليامز به دست آمده بود.

            تعدادي از بررسي‌ها حکايت از اين داشتند که افت عملکرد شناخت بيش از زماني  بوده است که کودک دچار تأخير تکاملي در سندرم ويليامز کشف نمي‌شود. بر عکس براساس يافته‌ي بنت و همکاران آرنولد و مولفان همراه ضرايب هوشي 40 تا 72 بدون اختلاف بارز در بخش‌هاي کوچک‌تر محاوره و عملکردي بوده است. کاتاريا (Kataria) و همکاران ضرايب دقيق حرکتي و زباني را در ارزيابي‌هاي خود از هفت کودک مبتلا به سندرم ويليامز يافتند، مادري با دختران دوقلو به وسيله‌ي کورتادا (Cortada) و همکاران به عنوان سندرم ويليامز گزارش گرديده‌اند ولي هر سه از هوش طبيعي برخوردار بودند.

            در يک بررسي از 23 بيمار دچار سندرم ويليامز آرنولد و همکاران دريافتند که اغلب آنها پرحرف بوده‌اند. برخي از جزم انديشان به اين باور بوده‌اند که پرچانگي و تقليد اغلب ناخودآگاه و به منظور جلب توجه بوده است.

            نئاله (Neale) آزمون ايلي نويز در مورد توانايي‌هاي رواني را در هشت کودک مبتلا به سندرم ويليامز به کاربرد و دريافت که اغلب آنها ناتواني در حافظه‌ي شنوايي داشته‌اند و معيارهاي طبيعي يا فوق طبيعي در بيان محاوره‌يي و دستي و در درجه تأمين صدا وجود داشت. در يک تجزيه و تحليل مهارت‌هاي زباني در پنج کودک مبتلا به سندرم ويليامز، بلوجي (Bellugi) طول ميانگين بيان را 10 تا 13 کلمه برآورد نمود.

            همين تعبير در کودکان عقب مانده‌يي که سندرم ويليامز نداشتند پيدا شد. در يک بررسي انتشار نيافته توسط نگارنده‌ي دوم مقاله‌ي حاضر هشت کودک و دو بزرگسال با تشخيص سندرم ويليامز مشاهده شدند که اختلالات دستوري زبان از قبيل نامناسب‌گويي، عبارات تکراري و زياده‌گويي (Hyperverbalization) وجود داشت. اين بيماران عقب ماندگي ذهني و تأخير زباني خفيف تا متوسطي داشتند. دو تن صداي گرفته داشتند. اغلب آنها از تلفظ و تداوم خوب گفتار برخوردار بودند.

            9 مورد از 12 مورد تو دماغي (Hypernasality) حرف مي‌زدند هر چند درهيچ يک از آنها اختلالات ساختاري يا کارکردي شراع الحنکي حلقي يافت نگرديد.

            تمام آنها نتايج اوديومتري طبيعي داشتند و در همان وقت افزايش حساسيت نسبت به صدا داشتند. رفتارهاي اضافي در آن بررسي حرکت‌هاي انگيزشي، بي قراري، منفي گرايي وخود آزاري (Self-destructiveness) بوده است.

مداخله‌ها

            ابعاد وسيعي از علائم در افراد مبتلا به سندرم ويليامز نياز به درمان منحصر به فرد  و هماهنگ دارد. مشکلات طبي همانند حالات غير طبيعي قلب و عروق و کليه، افزايش فشار خون، اختلال سوخت و ساز، کمبودهاي رشد و تکامل به مداخله و نظارت مناسب پزشکي، دندانپزشکي، جراحي، دارويي و تغذيه نياز دارد.

            مشکلات اوليه‌ي تغذيه، کاهش وزن و استفراغ مکرر مداوم بوده که با مشکل بلع و جويدن همراه است.

            تکميل رژيم ‌غذايي نرم براي دوره‌‌ي طولاني ممکن است تکامل مهارت‌هاي تغذيه‌ي پيشگفتاري را در آينده به تعويق اندازد بنابراين برنامه‌ي آموزشي پيش گفتار و تغذيه‌ با تأکيد بر تکامل مکيدن، بلعيدن و جويدن را بايد آغاز نمود.

            اغلب کودکان دچار سندرم ويليامز به مدارس ويژه‌يي نيازمندند ولي بعضي از آنها براي کلاس منظم در مدارس مقدماتي از خود کفايت نشان مي‌دهند.

            در مطالعه‌يي که در 41 بيمار مبتلا به سندرم ويليامز در انگلستان توسط مارتين وهمکاران صورت پذيرفته است عمدتاً با سواد شدند و تعدادي به طور مناسب به کار گمارده‌ شدند.

            به دليل محدوديت توجه که سبب عقب افتادگي در مدرسه و کندي آنها مي‌شود آرنولد ومولفان همراه او به تقويت و ارتباط خوب بصري آنها تأکيد مي‌ورزند. مکالمه و توجه براي تقويت خاطره توصيه گرديد. شرتز (Sherets) و همکاران محيط کودک را بازسازي نموده و رفتار سرکش او را مرتفع ساختند. به نظر مي‌آيد، مورد آنها با الگوهاي گوناگون بهترين آموزش را فرا گرفت و کوتاه مدت تراز موارد ديگر بود.

            کودکان مبتلا به ويليامز در آشنايي با محيط بايد از گزند محفوظ بمانند و از محروميت و انتقاد درامان باشند  به اين منظور آرنولد و همکاران با توجه فراوان پي در پي نسبت به آنها تأکيد مي‌ورزند. اين کودکان را بايد با وضعيت‌هاي تازه آشنا  کرد و يا با اسباب بازي يا همراه شفيق انطباق داد.

            افزايش حساسيت نسبت به صداهاي اختصاصي در شرايطي که کم شنوايي وجود ندارد مجموعه‌يي از روشهاي تشخيصي و ملاحظه‌يي را ايجاب مي‌نمايد. يک روش ارزيابي شنوايي بايد بررسي انعکاس آستانه‌ي شنوايي، بلندي صوت و آزمون فرکانس فوق العاده بالا باشد تا بتوان افزايش تيزي شنوايي را به طور عيني بازيافت. در بعضي از برنامه‌‌هاي روزمره‌ي خانگي بايد تغييراتي داد، لوازم پر سر و صدا مانند دستگاههاي مکنده‌ و پاک‌کننده ‌ممکن است در شرايط حضور کودک آزار دهنده باشد و از کار با آنها بايد احتراز نمود البته محيط را نمي‌توان به طور موجهي در هر زمان تغيير داد.

            گوشيهاي محافظ شنوايي داراي صافي، سر و صدا را در فرکانس‌هاي گوناگون تقليل مي‌دهد و بايد هم و غم مصروف آن شود تا اگر افزايش حساسيت شنوايي موضوع جدي باشد با اصلاح رفتار بيمار حساسيت او را کم کرده تا بتواند با آنچه صداي گوش آزار دارد و براي افراد کار مي‌کند کنار بيايد. برونينگ (Browning) به موردي اشاره کرده است که وقتي پدر بيني خود را فين مي‌کرد کودک برمي‌آشفت. صداي فين کردن روي نوار ضبط شد و از نو ابتدا با شدت پايين سپس با افزايش تدريجي شدت گذاشته شده شدت صدايي که تيزي شنوايي در کودک را برمي‌انگيخت تعيين گرديد از اين صداها مي‌توان در جهت رفع حساسيت رفتاري استفاده کرد.

            درمان‌هاي مقدماتي گفتار و زبان ممکن است استعداد بالقو‌ه‌ي‌ لفظي و دستوري را به حد کمال برساند بازتاب‌هاي نامفهوم صدا که براي ايجاد واکنش‌ارائه مي‌شود بايد کنار گذاشته شود.

کاربرد مناسب زبان و کاربرد تغييرات دستوري (Metapragmatic) براي موضوعات باقي مانده يا شروع کردن موضوعات تازه و تغيير دادن شيوه‌ي زبان براي شنوندگان متفاوت بايد در مد نظر قرارگيرد.

            والدين و معلمان را بايد براي اهميت دادن به کلام طولاني به مشاوره فراخواند: آنچه که ممکن است از نظر اجتماعي براي کودک پنج ساله نوازشگر باشد براي يک کودک ده ساله چندش‌آور است.

            زبان درماني بايد معطوف به توجه و درک انگيزه‌هاي شنوايي پاسخ‌هاي کوتاه و صحيح باشد. مي‌توان از طريق اجتماعي رفتار زباني مورد قبولي را ارائه داد.

            حرکات موزون و آواز ممکن است هم به هماهنگي انقباضات و هم به غناي صوتي کمک نمايد. برنامه‌ي پيگير آموزشي شوارتز (Swartz) در يک دوره ي 27 ماهه براي کودکان پيش دبستاني مبتلا به سندرم ويليامز اهميت مداخله‌ي اوليه را گوشزد مي‌کند.

            به خاطر اين که بيماران مبتلا به سندرم ويليامز اشکال تلفظي تقريباً معدودي دارند درمان مستقيم تلفظ عموماً ضرورت ندارد. اگر تلفظ تودماغي به تناوب مشاهده گرديد افزايش قابليت حرکت دهاني وآموزش شنوايي ممکن است کمک کند. اگر صدا گرفته باشد مي‌توان آوا درماني را مطمح نظر قرارداد.

            بايد رفتار نابهنجار ازقبيل پرگويي يا تقليد صداهاي وسيله‌ي نقليه و حيوانات را در کودک کاهش داد.

ضرورت‌هاي پژوهشي:

            تعدادي از افراد دچار سندرم ويليامز و خصوصيات رفتاري يکسان به تداوم پژوهش‌ نيازمندند. گرفتگي صدا به ارزيابي دقيق‌تر احتياج دارد. ارزيابي فيبروپتيک مکانيزم حنجره، ‌ممکن است ضخامت مخاطي را نشان دهد. از سوي ديگر حالات غير طبيعي صوت ممکن است ناشي از ناهنجاري قلب و عروق باشد و نيز شاخه‌ي راجعه‌ي حنجره‌ از عصب واگ آزرده باشد. تمام بيماران دچار سندرم ويليامز حالات غير طبيعي عروقي يا گرفتگي صدا ندارند.

            جالب توجه است که توام بودن اين آزمونها پيش از آنکه شبهه‌يي براي يکديگر به وجود آورد بايد صورت پذيرد.

            آشکار است که پرحرفي و تقليد ممکن است استفاده‌ي نابجاي صوتي را فراتر يا فزون‌تر از متغيرهاي عضوي مطرح نمايد.

            تصاوير رفتاري فعاليت‌ مفرط، حرکت‌هاي انگيزشي، بيقراري، منفي‌گرايي، خودآزاري، ضرورت بررسي را ايجاب مي‌کند تا به موجب آن عوامل مشتعل کننده‌ي اين بازتاب‌ها معلوم شود و بهترين روش کنترل به اجرا درآيد. شايستگي‌ روش تشخيص و شيوه‌هاي درماني نيازمند بازنگري است. مطالعه‌ي بيماران بزرگسال ‌با تشخيص ويليامز در بين ضرورت‌هاي پژوهشي متداول‌جاي ‌گيرد.

            از آنجا که درجه‌ي تکامل درمعرفت با افزايش سن افت پيدا نمي‌کند در چه مرحله‌يي از عدم وابستگي بزرگسالان مبتلا به سندرم ويليامز مي‌توانند به خودشناسي پي ببرند؟

            بهترين آداب زيستن کدام است؟ چه نوع حرفه هايي برازنده‌‌اند؟ و در چه جايگاهي؟ چرا بزرگسالان از نظر اجتماعي دچار عقب افتادگي مي‌شوند؟ چه خدمات بهداشتي وآموزشي براي تداوم ضرورت دارد؟ پاسخ به اين پرسشها ممکن است در دستيابي به برنامه‌يي منطقي‌تر کمک نمايد.

            در مجموع، منظومه‌ي مهارت‌ها و آشفتگي‌هاي ارتباطي در سندرم ويليامز به نظر مي‌آيد ويژگي‌ خاص خود را داشته باشد. درنتايج بررسي‌ها موارد اعم از اينکه انتشار يافته باشند يا نباشند و در يک ارزيابي متجاوز از 25  کودک تأکيد برآن شده است که افراد مبتلا به سندرم ويليامز به طور خفيف يا متوسط دچار عقب ماندگي ذهني مي‌باشند، تأخير زباني دارند، پرحرفند، نسبت به صداها حساسند و در کلاس‌هاي تربيتي خاص قرار مي‌گيرند.

            به رغم آنکه زبان در آنها به تأخير افتاده است مهارت‌هاي خود در اصوات و الفاظ براختلالات شناخت آنها سرپوش مي‌گذارد. تداوم پژوهش‌ باليني و کثرت يافته‌ها موجب بهبود روش‌هاي تشخيصي و درماني مي‌گردد تا از اين رهگذر هر فردي که دچار سندرم ويليامز است مورد شناسايي قرارگيرد.

 

برگرفته از:

Language, Speech and Hearing in Williams syndrome Intervention Approaches and Research Needs From Developmental Medicane and child Neurology 1995 -1987/29;258-270

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا تقی زاده  | 

يك بيماري خود ايمني است كه باعث التهاب مفاصل مي‌شود كه با درد، تورم قرمزي و گرما در مفاصل خود را نشان مي‌دهد. اين بيماري سبب درگير شدن قرينه مفاصل مي‌شود (مثلاً مچ هر دو دست) تظاهرات خارج مفصلي نيز اعم از درگيري پوستي، چشمي، ريوي، قلب و عروق و اعصاب نيز دارد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا تقی زاده  | 

بیماری ویلسون یک بیماری ارثی نادر است که در آن کبد نمی تواند مس اضافی را به داخل صفرا ترشح کند تا از طریق دستگاه گوارش دفع شود. بنابراین مس در کبد تجمع می یابد و باعث آسیب کبدی می شود. در نهایت کبد مس را مستقیماً به خون ترشح کرده و مس از طریق خون به همه بافت های بدن می رسد. مقادیر زیاد مس باعث آسیب کبد، کلیه، مغز و چشم ها می شود. این بیماری در صورت تشخیص به موقع با دارو و رژیم غذایی قابل درمان است.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا تقی زاده  | 



هموطن:عضله قلب، سلول‌های رگ‌سازی دارد که

به مرور زمان و با افزایش سن، آنژیونز یا رگ‌سازی می‌کنند.
زایش این رگ‌های بسیار کوچک هنگام کم‌خونی یا

ایسکمی عملکرد پمپ قلب را حفظ می‌کنند و خطر مرگ را کاهش می‌دهد

سکته قلبی در افراد جوانتر به مراتب وخیمتر از کسانی است که در سنین بالاتر به سکته قلبی دچار می‌شوند . هنگامی که فرد در سنین بالاتر به سکته قلبی مبتلا می‌شود، عضله قلب احتمالا مدت زیادی تحت شرایط کم‌خونی یا ایسکمی قرار داشته که در این شرایط سلول‌های رگ ساز عضله قلب شروع به فرآیندی به نام آنژیونز یا رگ‌سازی می‌کنند و رگ‌های بسیار کوچکی را در عضله قلب بوجود می‌آورند این امر باعث می‌شود اگر رگ‌های بزرگ قلب در اثر سکته قلبی ببندند. این رگ‌های کوچک تا حدودی عملکرد پمپ قلب را حفظ کنند و خطر مرگ را کاهش دهند. در افراد جوانتر به دلیل اینکه پدیده رگ‌زایی یا آنژیوژنز هنوز در عضلات قلب شکل نگرفته، اگر رگ‌های عمده قلب در این افراد مسدود شود، عملکرد پمپ قلب به صورت ناگهانی افت می‌کند و حجم وسیعی از عضله قلب از بین می‌رود بدین ترتیب سکته قلبی در این افراد سریعتر به مرگ منجر می‌شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا تقی زاده  | 

تا کنون هیچ آثار زیان بار بیولوژیکی دراز مدتی در اثر قرارگرفتن در معرض MRI گزارش نشده است اگر چه در بررسی جداگاه اجزاء روند تصویربرداری تشدید مغناطیسی چندین اثر کم اهمیت و برگشت پذیر از میدان های مغناطیسی ، گرادیان و فرکانس رادیویی مشاهده شده است . اغلب تحقیقات در مورد ایمنی MR در آمریکا انجام شده و اکثر مقالات درباره ایمنی MR در امریکا منتشر شده است .
در فوریه 1982 اداره غذا و دارو ( FDA ) دستورالعملی را به هیاتهای بررسی بیمارستانها تحت عنوان « مقررات ارزیابی ریسک های تابش های الکترومغناطیسی برای روشهای NMR کلینیکی » ابلاغ نمود . برای بررسی اثر بیولوژیکی درازمدت MRI تمام اجزاء روند تصویربرداری باید در نظر گرفته شود . این اجزاء شامل :
1-
میدان مغناطیسی اصلی ( که تحت عنوان میدان مغناطیسی ایستا هم شناخته می شود ) .
2-
میدان های مغناطیسی متغیر با زمان ( میدان مغناطیسی گرادیان ها و میدانهای RF ) .

اثرات بیولوژیکی میدان مغناطیسی ایستا
توجه اولیه در میدان مغناطیسی ایستا معطوف به امکان اثرات بیولوژیکی بالقوه می باشد . در طبیعت میدان مغناطیسی کره زمین اثر قابل ملاحظه ای بر اشکال ابتدایی حالت وارد جهت گیری باکتری های مغناطیسی ایستا و الگوی مهاجرت پرندگان تحت تاثیر میدان مغناطیسی به شدت G6/0 که کره زمین را احاطه نموده است می باشد . در MR پتانسیل های الکتریکی ضعیفی در عروق خونی بزرگ که خون در آنها در جهت عمود بر میدان مغناطیسی ایستا جریان دارد مشاهده شده است . اگر چه در شدت 10 تسلا هیچ آثار زیانباری در میمونها مشاهده نشده است . اغلب بررسی ها هیچ اثری در رشد و شکل سلولی در میدانهای مغناطیسی با شدت کمتر از 2 تسلا نشان نداده اند . اطلاعات جمع آوری شده توسط انستیتوی ملی حفاظت شغلی و سازمان بهداشت جهانی هیچ شواهدی از لوکمی یا سایر موارد سرطان زایی نشان نمی دهد .
گزارشهای اندکی حاکی از سرطان زایی بالقوه میدانهای مغناطیسی ایستا بود که به علت این که روشهای بررسی در آنها مورد انتقاد بود ، رد شده اند .
میدان های حاشیه ای
مطلب مورد توجه بعدی در اثرات میدان مغناطیسی اصلی ، خطرات مربوط به محل نصب سیستم های MR می باشد . میدان مغناطیسی ایستا توسط دیوارها ، کف ها یا سقف های معمولی محدود نمی شوند . میدان مغناطیسی پراکنده در خارج از مرکز آهن ربا تحت عنوان میدان حاشیه ای شناخته می شود .
اغلب دستگاه های تشدید مغناطیسی برای محدود نمودن میدان حاشیه ای تا فاصله قابل قبولی حفاظت نشده اند چه در اتاق اسکن یا در داخل کامیون ها ( در مورد سیستم های MR سیار ) میدان حاشیه ای باید همیشه در هنگام نصب سیستم های جدید در نظر گرفته شود . در هنگام نصب ، شدت میدان در بالا و پائین دستگاه نیز باید در نظر گرفته شود .

میدان های ایستای کمتر از 2 تسلا
اگر چه هیچ آثار بیولوژیکی در انسان در قدرت های میدان زیر 2 تسلا مشاهده نشده ،‌ آبنورمالی های برگشت پذیر در ECG در چنین قدرت های میدانی مشاهده شده است . یک افزایش در دامنه موج T را می توان در یک ECG مشاهده نمود که مربوط به اثر مغناطیسی بردینامیک مایعات است .
این اثر هنگامی ایجاد می شود که یک مایع هادی مثل خون ، از یک میدان مغناطیسی عبور نماید . این اثر متناسب با قدرت میدان مغناطیسی می باشد و بنابراین باعث ایجاد مشکلاتی در Gating قلبی در سیستم های با میدان قوی می گردد . این حالت منتج به trigger سیستم در موج T به جای R گردیده و بنابراین کیفیت تصویر به علت gating ناکافی قلب کاهش می یابد . اگر چه با وجود این اثر ، هیچ اثر قلبی _ عروقی جدی در بیمارانی که تحت بررسی MR قرار گرفته اند مشاهده نشده است .
مطلب دیگر گرم شدن بیمارانی است که در معرض میدان های ایستا قرار می گیرند. در دو بررسی جداگانه بیمارانی در معرض قدرتهای میدان 5/1 تسلا برای 60 و 20 دقیقه قرار گرفتند . این بررسی ها تنها افزایش حرارت بدن به مقدار کمی (1/0 و 03/0 درجه سانتی گراد ) را نشان داد .
میدانهای ایستای با قدرت بیش از 2 تسلا :
بعضی از اثرات بیولوژیکی برگشت پذیر در انسان در شدت های 2 تسلا و بالاتر مشاهده شده است . این اثرات شامل خستگی ، سردرد ، کاهش فشار خون و درجاتی از ناآرامی می باشد . مشکل بالقوه دیگر در این میدان ها با قدرتهای بیشتر از تعاملی انرژی مغناطیسی و جهت گیری سلول می باشد . مولکولهای مشخصی مثل DNA و ریز واحدهای سلولی مانند گلبولهای قرمز داسی شکل خصوصیات مغناطیسی دارند که با جهت تغییر می یابند این اثر از نظر بیولوژیکی در قدرت میدان 2 تسلا به علت نیروی پیچاننده یا گشتاور که به این مولکول ها وارد می گردد با اهمیت می باشد .
بیماران باردار :
تا کنون هیچ آثار بیولوژیکی شناخته شده ای از کاربرد MRI بر جنین مشاهده نشده است . اگر چه مکانیسم وجود دارند که به طور بالقوه می توانند اثرات زیانبار ایجاد نمایند مانند تعامل میدان های الکترومغناطیسی و جنین در حال رشد . سلولهایی که در مرحله تقسیم هستند در طی اولین ثلث دوره حاملگی بیشتر به این اثرات حساس می باشند .
FDA
نشان گذاری سیستم های MR مورد استفاده در تصویربرداری جنین و اطفال را برای مشخص نمودن میزان ایمنی به علت ریسک زیاد و بالقوه برای بیماران باردار ، عموماً توصیه می نماید که هر آزمایشی از بیماران باردار باید تا پایان اولین ثلث بارداری به تأخیر بیافتد و پس از این دوره باید قبل از انجام آزمایش رضایت نامه کتبی توسط بیمار امضاء گردد .
کارکنان باردار :
مراکز MR دستورالعملهای جداگانه ای برای کارکنان باردار خود در محدوده تشدید مغناطیسی دارند . اگثر واحدها این گونه تصمیم گرفته اند که کارکنان باردار می توانند وارد اتاق اسکن شوند ولی در هنگام استفاده از میدان های گرادیان و RF از اتاق خارج نشوند . بعضی مراکز این گونه توصیه می کنند که کارکنان باردار باید در طی اولین دوره سه ماهه بارداری کاملاً‌ از میدان مغناطیسی دور باشند .
بررسی اخیر نشان دهنده هیچ افزایشی در وقوع سقط های ناگهانی در بین رادیوگرافها و پرستاران MR نیست پس لازم نیست در طی دوره بارداری از میدان مغناطیسی دور باشند و می توانند بیمار را آماده تصویربرداری نموده ولی در طی کسب تصویر مکان را ترک نمایند .
پرتابه ها
اجسام فلزی فرومغناطیسی در حضور میدان مغناطیسی ایستای قوی به صورت پرتابه هایی در می آیند . اجسام کوچک مثل گیره های کاغذ و یا سنجاق مو ، هنگامی که در میدان 5/1 تسلا قرار می گیرند سرعت نهایی 40 مایل در ساعت را پیدا می کنند و بنابراین خطر جدی را برای بیماران و یا هر شخص دیگری که در اتاق اسکن باشد ایجاد می نمایند . حتی ابزار جراحی مثل هموستاتها ، قیچی ها و گیره ها اگر چه با موادی به نام فولاد ضد زنگ جراحی ساخته شده اند ولی به شدت توسط میدان مغناطیسی اصلی جذب می شوند . کپسول های اکسیژن نیز به مقدار زیادی مغناطیسی می باشند و نباید داخل اتاق اسکن آورده شوند . اگر چه کپسول های اکسیژنی که غیر آهنی می باشند در دسترس است که استفاده از آنها بی خطر است .
کیسه های شن نیز باید مورد بررسی قرار گیرند . زیرا بعضی از آنها با شن پر نشده اند بلکه با دانه های فولاد که به مقدار زیادی مغناطیسی می باشند پر گردیده اند توصیه می گردد که تمامی اجسام به وسیله آهن ربای میله ای دستی قبل از ورود به اتاق اسکن MRI مورد بررسی قرار گیرند .
Implants
و پروتزها
ایمپلنت های فلزی اثری جدی که شامل گشتاور ، گرما و آرتی فکت در تصاویر MRI می باشد ، ایجاد می نمایند . بنابراین قبل از اینکه بیمار مورد MR قرار گیرد، هر سابقه جراحی که بیماران قبل از MR داشته اند باید مشخص گردد . گشتاور و گرما : بعضی ایمپلنت های فلزی در هنگامی که در میدان مغناطیسی قرار می گیرند گشتاور قابل ملاحظه ای ایجاد می نمایند . نیرو یا گشتاوری که بر ایمپلنت های فلزی کوچک یا بزرگ وارد می گردد می تواند اثرات جدی ایجاد نماید مثل اینکه ایمپلنت های ثابت نشده می توانند بطور بالقوه و غیر قابل پیش بینی در درون بدن حرکت کنند . نوع فلزی که در این ایمپلنت ها استفاده می گردد ، عاملی است که نیروی وارد شده بر آنها را در میدان مغناطیسی تعیین می نماید . ایمپلنت های فلزی غیر آهنی ، انحرافی در میدان مغناطیسی نشان نمی دهند ( و یا انحراف کمی نشان می دهند ) ولی آنها می توانند سبب گرمای قابل ملاحظه ای به علت عدم توانایی در پراکندگی گرمای ایجاد شده بوسیله جذب فرکانس رادیویی، گردند . اگر چه ،‌ آزمایشات افزایش حرارت قابل توجهی را در ایمپلنت ها نشان نمی دهد .
گیره های آنوریسم
بعضی گیره های آنوریسم داخل جمجمه ای از موارد جدی منبع استفاده در تصویربرداری MR می باشند در یک بررسی از 26 گیره آنوریسم که تحت بررسی قرار گرفتند 19 عدد از آنها خاصیت فرومغناطیسی از خود بروز دادند . حرکت گیره ممکن است رگ را آسیب زده و منجر به خونریزی ، ایسکمی یا مرگ گردد .
گیره های هموستاتیک عروقی
گیره های هموستاتیک باید قبل از آزمایش MR ، به صورت خارج از بدن ارزیابی گردند ، اگر چه هیچ کدام از 6 گیره هموستاتیک عروقی که مورد ارزیابی قرار گرفت انحراف در میدان مغناطیسی ایستا پیدا نکرد .
فیلترها و STENT
پانزده وسیله داخل عروقی مورد آزمایش قرار گرفت و ثابت شد که پنج عدد از آنها فرو مغناطیسی می باشند . اگر چه آنها در میدان مغناطیسی انحراف از خود نشان می دهند ولی این وسیله ها معمولاً بعد از چند هفته در داخل دیواره رگ نفوذ کرده و حرکت آنها نامتحمل می گردد . بنابراین انجام تصویربرداری MR برای اکثر بیماران با وسیله های داخل عروقی در صورتی که دوره زمانی قابل قبولی بعد از کاشت ، گذشته باشد ایمنی در نظر گرفته می شود .
گیرنده های عروقی سرخرگ گردنی ( کاروتید )
پنچ گیره ( عروق ) سرخرگ کاروتید مورد آزمایش قرار گرفت و همه انحراف را در میدان مغناطیسی نشان دادند . اگر چه انحراف در مقایسه با حرکت ضربانی عروق کاروتید به میزان کمی بود . تنها در مورد گیره کاروتید Poppen_Blaylock استفاده از MR به علت جذب شدید آن به میدان مغناطیسی منع گردیده است .
ورودی های دستیابی عروقی Vascular Access Ports
تنها دو عدد از 33 ایمپلنت ورودی دستیابی عروقی مورد مطالعه قرار گرفت ، انحراف قابل مشاهده در میدان مغناطیسی از خود نشان دادند این انحرافات در کاربرد چنین ورودی هایی به میزان کم در نظر گرفته شد بنابراین تصویربرداری تقریباً ایمن می باشد .
دریچه های قلبی
اگر چه کاربرد MR در بیماران با اغلب ایمپلنت های دریچه ای ایمن در نظر گرفته می شود ولی چون دریچه هایی وجود دارند که تمامیت آنها آسیب می بینند بررسی دقیق نوع دریچه توصیه می شود .
ایمپلنت های گوش
تمام ایمپلنت های حلزونی مورد آزمایش جذب میدان مغناطیسی شدند و از نظر مغناطیسی و الکتریکی فعال می باشند بنابراین آنها کاملاً جزء موارد عدم استفاده از MRI شناخته شده اند .
ایمپلنت و وسایل مواد دندانی
اغلب آنها برای تصویربرداری MR ایمن در نظرگرفته می شوند با وجود این که اکثر وسایل دندانی به طور قابل ملاحظه ای تحت تاثی میدان مغناطیسی قرار نمی گیرند . آرتی فکت های تاثیرپذیری می تواند کیفیت تصویر را در MR خصوصاً در تصویربرداری گرادیان اکو تحت تأثیر قرار دهد . باید توجه داشت که بعضی از وسایل دندانی از نظر مغناطیسی فعال هستند و بنابراین خطرات بالقوه ای برای تصویربرداری MR ایجاد می نمایند .
Pacemaker
بیماران با pacemaker قلبی مطلقاً نباید مورد تصویربرداری MRI قرار گیرند . حتی میدان هایی که با قدرت G10 ممکن است باعث انحراف ، تغییر برنامه و مسدود شدن فعالیت ان شود و باعث می شود pacemaker در حالت غیر هم زمان کارکند به علاوه بیمارانی که pacemaker خود را خارج نموده اند ممکن است سیم های آن درون بدن آنها باقی مانده باشد که قادر است مانند یک آنتن عمل نماید و توسط القای جریان سب فیبریلاسیون گردد .
میدان های متغییر با زمان
به علت وجود میدان TVMF در اطراف ترانسفورمرها و خطوط با ولتاژ بالا بررسی های زیادی در مورد اثرات بیولوژیکی ناشی از میدان انجام شده است . پی آمدهای بهداشتی ، ارتباطی به قدرت میدان گرادیان ندارد ولی به تغییرات میدان مغناطیسی که جریان ها را القا می نماید مرتبط است .
در MR باید به اعصاب و عروق خونی و عضلات که مانند هادی در بدن عمل می نمایند توجه داشت . قانون القای فارادی بیان می کند که تغییر میدان های مغناطیسی جریان های الکتریکی را در هر ماده هادی القا می نمایند . جریان های القا شده متناسب با قابلیت هدایت مواد و میزان تغییر میدان مغناطیسی و شعاع حلقه القاء می باشد . در MR ، این اثر بوسیله عواملی مثل مدت زمان پالس ، شکل موج ،‌ الگوی تکرار و پراکندگی جریان در بدن تعیین می گردد . جریان القا شده در بافتهای محیطی بیشتر می باشند زیرا دامنه گرادیان با افزایش فاصله از نقطه هم مرکز مغناطیسی بیشتر می باشد .
اثرات بیولوژیکی که با دامنه جریان تغییر می کند از تغییرات برگشت پذیر در بینایی گرفته تا اثر برگشت ناپذیر مثل فیبریلاسیون قبلی ،‌ تغییرات در بیوشیمی سلول و پیوند شکستگی ها وسعت دارد . اثراتی که گهگاه در طی بررسی های MRI با تکنیک های اکوی تخت تجربه می گردند شامل احساس خفیف پوستی و انقباضات غیر ارادی عضلات می باشد . اثرات بینایی ممکن است در اثر تحریک فسفن های شبکیه بوسیله القای ناشی از TVMF صورت گیرد این حالت منجر به دیدن نقاط روشن توسط بیمار می شود .
نوفه صوتی
با عبور جریان از سیم پیچ های گرادیان در طی کسب تصویر مقدار زیادی نوفه صوتی ایجاد می شود . اگر چه سطوح نوفه در اغلب سیستم های تجاری در محدوده دستورالعمل های ایمنی توصیه شده در نظر گرفته می شوند ولی این نوفه می تواند اثرات برگشت پذیر یا برگشت ناپذیر ایجاد نماید . این آثار شامل مشکل ارتباطی ، ناراحتی بیمار ، کاهش شنوایی گذرا و د بیمارانی که از نظر نارسایی شنوایی حساس می باشند منجر به از دست دادن دائمی شنوایی می گردد . استفاده از گوشی روشی قابل قبول و ارزان برای جلوگیری از کاهش شنوایی بوده و باید مورد استفاده قرار گیرد . روش جایگزین که با هزینه بیشتری می باشد ضد نوفه یا دستگاه نوفه مخرب می باشد که نه تنها نوفه را کاهش می دهد بلکه همچنین ارتباط بهتری را بین کاربر و بیمار ممکن می سازد .
تابش فرکانس رادیویی :
به علت اینکه سطح انرژی فرکانسهای مورد استفاده در MR کلینیکی در مقایسه با پرتوهای x نور مرئی و مایکروویو نسبتاً کم می باشد اثر بیولوژیکی غالب جذب تابش RF ،‌ گرم شدن بافت می باشد . اگر چه اثرات غیر حرارتی گزارش شده اند ولی این اثرات تاکنون تأکید نگردیده اند . با اعمال یک پالس تحریکی بعضی هسته ها انرژی RF را جذب می کنند و وارد انرژی بالاتر می گردند با آسایش آنها ، هسته این انرژی جذب شده را به محیط احاطه کننده خود می دهد . در فرکانس هایی کمتر از 100 مگاهرتز ، 90% انرژی جذب شده ناشی از جریان های بافت می باشند که بوسیله اجزاء مغناطیسی میدان فرکانس رادیویی القا می گردند . با افزایش فرکانس ، انرژی جذب شده نیز افزایش می یابد بنابراین گرم شدن بافت به طور گسترده ای وابسته به فرکانس می باشد . به این منظور گرمای RF در سیستم های MR که در میدان هایی با شدت کمتر از یک تسلا کار می کنند ، اهمیت کمتری دارد .
سیستم های تصویربرداری MR نمی توانند تابش دهی RF را اندازه گیری نمایند بنابراین اندازه گیری جذب RF ضروری می باشد . جذب RF بوسیله گرم شدن بافت مشخص می گردد . توانایی بیمار در پخش گرمای اضافی یک مبحث مهم ایمنی می باشد . پخش انرژی را می توان با واژه میزان جذب اختصاصی Specific absorption Rate یا SNR شرح داد که با واحد بیان می شود .
SNR = Jowles of RF / second / kg body weight
SNR
به میدان الکتریکی القا شده ، دور فعال پالس ، دانسیته بافت ، هدایت و اندازه بیمار بستگی دارد . در امریکا سطوح توصیه شده برای SNR در تصویربرداری 4/0 برای تمام بدن ، 2/3 برای سر و 8 برای حجم کوچک می باشد .


نویسنده:امیر حکیمی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا تقی زاده  |